پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد

چو شمع این راز پنهانم تو را روشن نخواهد شد

به سعی غمزه و ابرو مکن تاراج ملک دل

که تدبیر چنین کاری به مکر و فن نخواهد شد

کسی کاو همچو ابراهیم ننهد پای در دعوی

به معنی آتش محنت بر او گلشن نخواهد شد

به اول تا نخواهد شد ز خود بیرون دل ریشم

حریم کعبهٔ کوی تواش مسکن نخواهد شد

همان بهتر که در بازی خیالی سر به تیغ او

که حکم قاطع است این دِین و از گردن نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
  2. شمارهٔ ۲۳۸مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
  3. شمارهٔ ۲۳۹مرا یاد آن روی دیوانه کرد
  4. شمارهٔ ۲۴۰مسافران که در این ره به کاروان رفتند
  5. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
  6. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
  8. شمارهٔ ۲۴۴واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.