پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

مرا بی‌تو راحت الم می‌نماید

وگر شادمانی‌ست غم می‌نماید

سفالِ سگانِ گدایانِ کویت

به چشمم به از جام جم می‌نماید

خیال دهانت به شهر وجودم

طریقی ز ملک عدم می‌نماید

خجل شد مه نو ز ابروی شوخت

به مردم از آن روی کم می‌نماید

خیالی به جور از تو رخ برنتابد

که در عشق ثابت‌قدم می‌نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
  2. شمارهٔ ۲۳۷مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
  3. شمارهٔ ۲۳۸مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
  4. شمارهٔ ۲۳۹مرا یاد آن روی دیوانه کرد
  5. شمارهٔ ۲۴۰مسافران که در این ره به کاروان رفتند
  6. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
  8. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.