پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می‌بخشند

نخست از رحمت خاصَش گناه عام می‌بخشند

عجب گنجی‌ست دیوان خانهٔ رحمت تعالی الله

که از وی کم نمی‌گردد اگر مادام می‌بخشند

گشا چون صبح چشم مهر و بنگر شیوهٔ روزی

که از مه زنگیِ شب را چراغ شام می‌بخشند

چه باشد ساغری بخشند مخموران عصیان را

از آن خم خانهٔ وصلت که جم را جام می‌بخشند

خیالی خویش را در باز تا خواند سگ کویت

که رندان هرچه می‌بخشند بهر نام می‌بخشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱لبت جان‌بخش و دلجو می‌نماید
  2. شمارهٔ ۲۳۲ما را ز سر خیال تو بیرون نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۲۳۳ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کرد
  4. شمارهٔ ۲۳۴مرا بی‌تو راحت الم می‌نماید
  5. شمارهٔ ۲۳۵مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
  6. شمارهٔ ۲۳۶مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
  7. شمارهٔ ۲۳۷مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
  8. شمارهٔ ۲۳۸مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.