پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

گهی که آیت حسن تو را بیان کردند

مرا به مسألهٔ عشق امتحان کردند

ز فاش کردن سرّ تو سرفرازان را

همین بس است که سر در سر زبان کردند

مگیر خرده بر اطوار بی دلان کاین قوم

هر آنچه شحنهٔ عشق تو گفت آن کردند

تو در میانهٔ شهری مقیم و بی خبران

به جست و جوی تو صد شهر در میان کردند

نشان بخت و سعادت نگر که روز نخست

مرا به داغ غلامیِّ تو نشان کردند

گریز نیست خیالی ز رفتن ره عشق

تو را چو روز ازل این چنین روان کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲ما را ز سر خیال تو بیرون نمی‌شود
  2. شمارهٔ ۲۳۳ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کرد
  3. شمارهٔ ۲۳۴مرا بی‌تو راحت الم می‌نماید
  4. شمارهٔ ۲۳۵مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
  5. شمارهٔ ۲۳۶مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
  6. شمارهٔ ۲۳۷مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
  7. شمارهٔ ۲۳۸مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
  8. شمارهٔ ۲۳۹مرا یاد آن روی دیوانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.