پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می‌دارد

گهی قدّت به شوخی سرو را پا پیش می‌دارد

دلی دارم پیِ قربانیِ چشمت چه باید کرد

مرا با شیوه‌ای آن ترک کافرکیش می‌دارد

همه شب شمع را بر رغم من دل ز آن همی‌سوزد

که آن کم عمر را از خود غم من بیش می‌دارد

دلم با عشق از آن دعویّ خویشی می‌کند هردم

که آن بیگانه رو ما را از آنِ خویش می‌دارد

ز عشق این بس نشانِ سلطنت مسکین خیالی را

که خود را از کمال سلطنت درویش می‌دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می‌بخشند
  2. شمارهٔ ۲۳۰گهی که آیت حسن تو را بیان کردند
  3. شمارهٔ ۲۳۱لبت جان‌بخش و دلجو می‌نماید
  4. شمارهٔ ۲۳۲ما را ز سر خیال تو بیرون نمی‌شود
  5. شمارهٔ ۲۳۳ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کرد
  6. شمارهٔ ۲۳۴مرا بی‌تو راحت الم می‌نماید
  7. شمارهٔ ۲۳۵مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۲۳۶مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.