پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید

به ز ناز سرو کز باد هوا باید کشید

با وجود قامتت سوسن ز رعنائی و لطف

گر کند دعوی زبانش از قفا باید کشید

ما اگر مشگ ختا گفتیم زلفت را به سهو

تو کریمی عفو بر فکر خطا باید کشید

گر بپرسند از پریشان حالی ما روز حشر

سر چو زلفت از خجالت زیر پا باید کشید

تا خیال قدّ و رخسارش خیالی در دل است

منّت شمشاد و ناز گل چرا باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰گر قدح با لب میگون تو لافی دارد
  2. شمارهٔ ۲۲۱گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
  3. شمارهٔ ۲۲۲گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد
  4. شمارهٔ ۲۲۳گر همچو نی دم می‌زنم از سوز دل خون می‌رود
  5. شمارهٔ ۲۲۴گل جامه دران بار دگر سر به در آورد
  6. شمارهٔ ۲۲۵گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
  7. شمارهٔ ۲۲۶گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند
  8. شمارهٔ ۲۲۷گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می‌دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.