پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد

ساعتی بنشین در او تا بنگری چون می‌چکد

لاله می‌روید به یاد روی لیلی تا به حشر

از زمین، هرجا که آب چشم مجنون می‌چکد

می‌کشد هردم به قصد خون مردم تیغ تاز

ترک چشمت کز سر شمشیر او خون می‌چکد

شبنمی باشد که از برگ گل افتد بر زمین

قطره‌های خون کز آن رخسار گلگون می‌چکد

دم به دم از روچه می‌رانی خیالی اشک را

او بر آب از خانهٔ مردم چو بیرون می‌چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴گل جامه دران بار دگر سر به در آورد
  2. شمارهٔ ۲۲۵گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
  3. شمارهٔ ۲۲۶گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند
  4. شمارهٔ ۲۲۷گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می‌دارد
  5. شمارهٔ ۲۲۸گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد
  6. شمارهٔ ۲۲۹گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می‌بخشند
  7. شمارهٔ ۲۳۰گهی که آیت حسن تو را بیان کردند
  8. شمارهٔ ۲۳۱لبت جان‌بخش و دلجو می‌نماید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.