پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

گر همچو نی دم می‌زنم از سوز دل خون می‌رود

ور خامشم در چنگ دل کارم به قانون می‌رود

دل از سر دیوانگی شد در پی مقصود و من

حیران که آن بی‌دست و پا دور است ره چون می‌رود

تا از سر زلفت صبا بوی وفاداری شنید

مستانه می‌آید در آن زنجیر و مجنون می‌رود

از درّ وصلت کآن گهر در قعر عمان غم است

چون یاد می‌آرد دلم از دیده جیحون می‌رود

افسانه خوانم چون مرا از زلف آزاری رسد

زخم چنان ماری اگر دانم به افسون می‌رود

گر نه خیالش در درون آمد خیالی از چه رو

نقش خیال دیگری از دیده بیرون می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
  2. شمارهٔ ۲۲۶گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند
  3. شمارهٔ ۲۲۷گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می‌دارد
  4. شمارهٔ ۲۲۸گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد
  5. شمارهٔ ۲۲۹گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می‌بخشند
  6. شمارهٔ ۲۳۰گهی که آیت حسن تو را بیان کردند
  7. شمارهٔ ۲۳۱لبت جان‌بخش و دلجو می‌نماید
  8. شمارهٔ ۲۳۲ما را ز سر خیال تو بیرون نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.