پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

گر قدح با لب میگون تو لافی دارد

زو نرنجی که به غایت دل صافی دارد

سینه از زخم فراق تو چنان شد نی را

که به هر جا که نهی دست شکافی دارد

چشم فتّان تو پیوسته ز ابرو و مژه

صف کشیده ست و به عشّاق مصافی دارد

محرم کوی تو محروم ز دیدار چراست

چون به گرد حرمِ کعبه طوافی دارد

گر کسی پیش خیالی کند اظهار سخن

هیچ کس را سخنی نیست که لافی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد
  2. شمارهٔ ۲۲۳گر همچو نی دم می‌زنم از سوز دل خون می‌رود
  3. شمارهٔ ۲۲۴گل جامه دران بار دگر سر به در آورد
  4. شمارهٔ ۲۲۵گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
  5. شمارهٔ ۲۲۶گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند
  6. شمارهٔ ۲۲۷گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می‌دارد
  7. شمارهٔ ۲۲۸گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد
  8. شمارهٔ ۲۲۹گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می‌بخشند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.