پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹ - استقبال از کمال خجندی

گر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد

شمع از حسرت آن سوختن از سر گیرد

سوخت سر تا قدمم بهر تو چون شمع و هنوز

با تو سوز دل ما هیچ نمی درگیرد

آن زمان چهرهٔ مقصود توان دید که عشق

پردهٔ هستیِ ما را ز میان برگیرد

ای ملامتگر مستان خرابات تو نیز

باش تا یار شود ساقی و ساغر گیرد

در ازل با تو خیالی چو دم از رندی زد

حیف باشد که کنون شیوهٔ دیگر گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
  2. شمارهٔ ۲۲۲گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد
  3. شمارهٔ ۲۲۳گر همچو نی دم می‌زنم از سوز دل خون می‌رود
  4. شمارهٔ ۲۲۴گل جامه دران بار دگر سر به در آورد
  5. شمارهٔ ۲۲۵گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید
  6. شمارهٔ ۲۲۶گوهر اشکم که راز دل هویدا می‌کند
  7. شمارهٔ ۲۲۷گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می‌دارد
  8. شمارهٔ ۲۲۸گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.