پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱ - استقبال از کمال خجندی

کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد

چگونه عقل رمیده عنان نگه دارد

گشاد روی تو درهای رحمت است و خطت

به نام طالع من نامهٔ سیه دارد

چه طرفه هندوی شوخی ست چشم او یا رب

که مست و گوشهٔ محراب خوابگه دارد

به زیر زلفِ سیه آفتاب روی تو را

همان صفاست که در شب چراغ مه دارد

بهانهٔ کرمت طاعتی ست هر کس را

ولیک بنده خیالی همین گنه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳ - استقبال از کمال خجندیگر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
  2. شمارهٔ ۲۱۴گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد
  3. شمارهٔ ۲۱۵گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می‌رود
  4. شمارهٔ ۲۱۶گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
  5. شمارهٔ ۲۱۷گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
  6. شمارهٔ ۲۱۸گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
  7. شمارهٔ ۲۱۹ - استقبال از کمال خجندیگر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد
  8. شمارهٔ ۲۲۰گر قدح با لب میگون تو لافی دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.