پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می‌رود

خوشدلم از جانب او هرچه بر ما می‌رود

گفتمش ای دیده این گوهرفشانی تا به کی

گفت می‌رانیم در ایّام او تا می‌رود

سرو قدّا بر حذر باش و خرامان کم خرام

کز غمت فریاد مشتاقان به بالا می‌رود

باغبانا صحبت گل را غنیمت دان که او

بعد سالی آمده‌ست امروز و فردا می‌رود

با تو از هستی خیالی را سری مانده‌ست و بس

وآن هم از دست غمت یک روز در پا می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
  2. شمارهٔ ۲۱۸گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
  3. شمارهٔ ۲۱۹ - استقبال از کمال خجندیگر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد
  4. شمارهٔ ۲۲۰گر قدح با لب میگون تو لافی دارد
  5. شمارهٔ ۲۲۱گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد
  6. شمارهٔ ۲۲۲گر ندیدی کز سرای دیده‌ام خون می‌چکد
  7. شمارهٔ ۲۲۳گر همچو نی دم می‌زنم از سوز دل خون می‌رود
  8. شمارهٔ ۲۲۴گل جامه دران بار دگر سر به در آورد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.