پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد

تو در گذار که عذر تو را خدا خواهد

لبت خرید به بوسی مرا و جان طلبید

ضرور هر که خَرَد بنده آشنا خواهد

اگر چه هرچه ز من خواست می برد چشمت

هنوز تا دل بی رحم تو چه ها خواهد

به باد صبح بگو تا نسیم زلف تو را

به طالبی برساند که از هوا خواهد

کسی به کوی محبّت قدم تواند زد

که دست از همه وا دارد و تو را خواهد

بدین امید خیالی ملازم همه جاست

که جان دهد به هوای تو هرکجا خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد
  2. شمارهٔ ۲۰۵کسی که نسبت قدّت به سرو ناز کند
  3. شمارهٔ ۲۰۶کسی چون گل دهن پرخنده دارد
  4. شمارهٔ ۲۰۷کسی کاو به جانان وصالی ندارد
  5. شمارهٔ ۲۰۸کسی که سلسلهٔ زلف مشکبو دارد
  6. شمارهٔ ۲۰۹کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام می‌بخشد
  7. شمارهٔ ۲۱۰کمند زلف توام پای بند سودا کرد
  8. شمارهٔ ۲۱۱ - استقبال از کمال خجندیکنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.