پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد

مرا در پیش مردم دم به دم بی‌آب می‌سازد

مگر دارد کمینی بر دل بیدار من چشمت

که هر ساعت به نازی خویش را در خواب می‌سازد

سبب رنج و غمت شد راحت و عیش مرا، بنگر

که چون بی‌خانمانی را خدا اسباب می‌سازد

صبا چون با سر زلف تو دست‌آویز می‌گردد

ز غم جمعی پریشان‌حال را در تاب می‌سازد

خیالی را که می‌سوزد از آن لب وعدهٔ بوسی

که بیمار تب هجر تو را عنّاب می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند
  2. شمارهٔ ۱۹۸طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۹۹عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد
  4. شمارهٔ ۲۰۰غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
  5. شمارهٔ ۲۰۱کس نیست که کار ما برآرد
  6. شمارهٔ ۲۰۲کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد
  7. شمارهٔ ۲۰۳ - استقبال از کمال خجندیکسی را که رویت هوس می‌کند
  8. شمارهٔ ۲۰۴کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.