پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند

عجب نباشد اگر با من گدا ندهند

بیا که آنچه به رندان ره نشین دادند

به محرمان درِبار کبریا ندهند

چو می دهند زکات از کرم به مسکینان

مرا که از همه مسکینترم چرا ندهند

نمی زنیم دم از آب روی تا در عشق

ز گریه غایت مقصودِ ما به ما ندهند

گمان مبر که بپرسند از گناه کسی

نخست مژدهٔ عفو گناه تا ندهند

گهی که خوان عنایت کشد خیالی عشق

مرا بگیر نصیبی اگر تو را ندهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید
  2. شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد
  3. شمارهٔ ۱۹۵ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد
  4. شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
  5. شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند
  6. شمارهٔ ۱۹۸طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۹۹عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد
  8. شمارهٔ ۲۰۰غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.