پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید

چه لازم است مه من که شب ستاره نماید

چنین که نیست به جز پرده مانعی ز جمالت

امید هست که او نیز پاره پاره نماید

شبی کز ابروی شوخت میان گوشه نشینان

حکایتی گذرد ماه نو کناره نماید

گهی که راست کند قامت تو تیر بلا را

خرد که کار برآر است هیچکاره نماید

کسی ز راز دل و دیده کی خبر شود اینجا

مگر که اشک من این راز آشکاره نماید

نمود با دل سختش تصوّر تو خیالی

چو آبگینه که تیزی به سنگ خاره نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد
  2. شمارهٔ ۱۹۵ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد
  3. شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
  4. شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند
  5. شمارهٔ ۱۹۸طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۹۹عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد
  7. شمارهٔ ۲۰۰غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
  8. شمارهٔ ۲۰۱کس نیست که کار ما برآرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.