پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند

شمشاد ز حیرت به هوا می‌ماند

با سر زلف تو مرغی که در آویخت چو من

هیچ شک نیست که در دام بلا می‌ماند

آب چشم است که بر خاک رهت خواهد ماند

یادگاری که پس از مرگ ز ما می‌ماند

زاهد از کبر پلنگ و به حیل روباه است

بنگریدش که در این ره به چه‌ها می‌ماند

کردمی صبر به درد تو ولیکن غم عشق

هرکجا ماند قدم صبر که را می‌ماند

ای خیالی چو دم از عشق زدی رسوا شو

گر تو رسوا نشوی عشق تو را می‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
  2. شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید
  3. شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد
  4. شمارهٔ ۱۹۵ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد
  5. شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
  6. شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند
  7. شمارهٔ ۱۹۸طوطیِ عقلم که دعویّ تکلّم می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۹۹عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.