پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد

مباد کز نظر خلق بر همین افتد

مگو به مردم بیگانه راز خود ای اشک

چنان مکن که حدیث تو بر زمین افتد

خوش است خلد برین و دلم نمی خواهد

که بی جمال تو هرگز نظر بر این افتد

کسی که قدّ تو بیند نه بیند ابرویت

چگونه کج نگرد هر که راست بین افتد

چو دل فتاد خیالی به دست خوش دارش

که باز دیر بیاید که این چنین افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
  2. شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند
  3. شمارهٔ ۱۹۱سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
  4. شمارهٔ ۱۹۲سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
  5. شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید
  6. شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد
  7. شمارهٔ ۱۹۵ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد
  8. شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.