پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد

دعوی حلاج بر حق بود از آن منصور شد

شد شمع از سوختن این فنر بس پروانه را

کاو به هر جمعیّتی در عاشقی مشهور شد

شام رمزی گفت از مویش چنین تاریک شد

صبح چون دم زد ز رویش عالمی پرنور شد

خواست موسی کز تجلاّی رخش از خود رود

طور قسمت بین که این دولت نصیب طور شد

تا قضا از محنت شام فراقش یاد داد

عاشقان را روزگار ماتم خود سور شد

در میان ما و جانان جز خیالی پرده نیست

عاقبت آن نیز هم از پیش خواهد دور شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند
  2. شمارهٔ ۱۹۱سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
  3. شمارهٔ ۱۹۲سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
  4. شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید
  5. شمارهٔ ۱۹۴صاحب روی نکو منصب دولت دارد
  6. شمارهٔ ۱۹۵ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازد
  7. شمارهٔ ۱۹۶صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد
  8. شمارهٔ ۱۹۷طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمی‌کند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.