پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد

به هر دیار که رو آورد براندازد

گهی که چشم تو فرمان دهد به خون ریزی

نخست تیغ تو از ذوق آن سراندازد

میان ما و غمت محرمی ست لیک رقیب

بر آن سر است که ما را به هم دراندازد

مرا ز پای در انداخت دست محنت تو

هزار بار برآنم که دیگر اندازد

کمان کین مکش ای فتنه جو که نزدیک است

که مرغ روح ز سهم بلا پر اندازد

اگر حدیث خیالی به حشرگاه رسد

ز عشق ولوله در صفّ محشر اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
  2. شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
  3. شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
  4. شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
  5. شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند
  6. شمارهٔ ۱۹۱سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
  7. شمارهٔ ۱۹۲سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید
  8. شمارهٔ ۱۹۳شبی کآن ماه با ما خوش برآید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.