پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند

گر به قصد سرکشی نبوَد قیامت می‌کند

دوش فکر ماه می‌کردم که جانان رخ نمود

روشنم شد این که اظهار کرامت می‌کند

ناصح ما از هنر بویی ندارد غیر از این

کاو به چندین عیب خود ما را ملامت می‌کند

دل به یاد غمزه‌اش پیوسته بیمار از چه روست

زآن قد و قامت چو کسب استقامت می‌کند

ای خیالی گریه افزون کن که فردا پیش دوست

بیدلان را آب رو اشک ندامت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
  2. شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
  3. شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
  4. شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
  5. شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
  6. شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
  7. شمارهٔ ۱۹۰سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماند
  8. شمارهٔ ۱۹۱سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.