پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید

وه که هیچ از سر زلف تو کسی روز ندید

وقت دل گرم نشد تا ز غم عشق نسوخت

عود خوشبوی نشد تا الم سوز ندید

خویش را بر صف عشاق زدن کام دل است

عقل را عشق در این معرکه فیروز ندید

دیده استاد تر از چشم تو در دور قمر

هندوی عربده جوی ستم آموز ندید

تا خیالی طرف غمزهٔ شوخ تو گرفت

چه جفاها که از آن ناوک دلدوز ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند
  3. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
  4. شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
  5. شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
  6. شمارهٔ ۱۸۷سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
  7. شمارهٔ ۱۸۸سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
  8. شمارهٔ ۱۸۹ - استقبال از کمال خجندیسرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.