پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

دلم جز با غمت خرّم نباشد

دوای ریش جز مرهم نباشد

اگر شبهای تنهایی رفیقم

غمِ روی تو باشد غم نباشد

تویی مقصودم از جان ورنه بی تو

نباشد غم اگر جان هم نباشد

گرم چیزی نباشد هیچ در دل

تو باشی هیچ چیزی کم نباشد

دلی بی غم طلب کردم خرد گفت

مجو چیزی که در عالم نباشد

چه سود از لاف یاری ای خیالی

چو بنیاد وفا محکم نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸دل جفای خطت از دور قمر می‌داند
  2. شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
  3. شمارهٔ ۱۸۰دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید
  4. شمارهٔ ۱۸۱دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید
  5. شمارهٔ ۱۸۲راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند
  7. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
  8. شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.