پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد

به جای اشک همان دم ز راه دیده برون شد

دلا چه سود ز سودای زلف سرکش یارت

جز این که صبر تو کم گشت و درد هجر فزون شد

کجا ز سلسلهٔ عشق جان بَرَد به سلامت

دلی که در سر زلف تو پای بند جنون شد

بیا که مرغ دلم در هوای دانهٔ خالت

به دام زلف اسیر و به چنگ عشق زبون شد

گذشت عمر خیالی در انتظار و تو هرگز

ز راه لطف نپرسیدیش که حال تو چون شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
  2. شمارهٔ ۱۸۰دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید
  3. شمارهٔ ۱۸۱دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید
  4. شمارهٔ ۱۸۲راستی را شیوه‌ای کآن سرو قامت می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۸۳روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند
  6. شمارهٔ ۱۸۴ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
  7. شمارهٔ ۱۸۵ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
  8. شمارهٔ ۱۸۶سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.