پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

در ازل قطرهٔ خونی که ز آب و گِل شد

دم ز آیین محبّت زد و نامش دل شد

بادهٔ شوق تو یارب چه شرابی ست کز او

به یکی جرعه دلِ شیفته لایعقل شد

اوّل از هر دو جهان دیدهٔ من راه نظر

بست و آنگاه تماشای تو را قابل شد

حاصل کار تو ای دل به جز این نیست ز عشق

که سراسر همهٔ کار تو بی حاصل شد

گو مباش از طرف کار خیالی غافل

که ز سودای خطت کار بر او مشکل شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند
  2. شمارهٔ ۱۷۱ - استقبال از حافظدلم جز داغ نومیدی ز جان حاصل همین دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۲دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد
  4. شمارهٔ ۱۷۳ - استقبال از حافظدل به رویت هوس صحبت جانی دارد
  5. شمارهٔ ۱۷۴دل نه جز غصّه محرمی دارد
  6. شمارهٔ ۱۷۵دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد
  7. شمارهٔ ۱۷۶دلم جز با غمت خرّم نباشد
  8. شمارهٔ ۱۷۷دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.