پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱ - استقبال از حافظ

دلم جز داغ نومیدی ز جان حاصل همین دارد

که پیوسته ز ابرویت بلایی در کمین دارد

نکوخواه توام جانا و می ترسم که بی جُرمی

بگردی از نکوخواهان چو بدگویت براین دارد

چه سود از باغ بلبل را که بی زلف و عذار تو

نه تاب سنبل رعنا نه برگ یاسمین دارد

اگرچه از شرف خورشید را پا بر سر چرخ است

ولی پیش مه روی تو رویی بر زمین دارد

خیالی را به دشنامی نوازش می کنی هر دم

چو لطفی می‌کنی باری خدایت بر همین دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳ - استقبال از حافظدل به رویت هوس صحبت جانی دارد
  2. شمارهٔ ۱۷۴دل نه جز غصّه محرمی دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۵دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد
  4. شمارهٔ ۱۷۶دلم جز با غمت خرّم نباشد
  5. شمارهٔ ۱۷۷دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد
  6. شمارهٔ ۱۷۸دل جفای خطت از دور قمر می‌داند
  7. شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
  8. شمارهٔ ۱۸۰دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.