پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد

وز عمر به جز وصل تو مقصود ندارد

بر سوختهٔ آتش غم مرحمتی کن

امروز که حلوای لبت دود ندارد

آن بخت که یابم ز دهان تو نشانی

بسیار طلب کردم و موجود ندارد

از دست مده نقد دلم را که به آخر

بسیار پشیمان شوی و سود ندارد

ز آن گونه به درد تو دل ریش خیالی

خود کرد که اندیشهٔ بهبود ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴دل نه جز غصّه محرمی دارد
  2. شمارهٔ ۱۷۵دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد
  3. شمارهٔ ۱۷۶دلم جز با غمت خرّم نباشد
  4. شمارهٔ ۱۷۷دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد
  5. شمارهٔ ۱۷۸دل جفای خطت از دور قمر می‌داند
  6. شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
  7. شمارهٔ ۱۸۰دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید
  8. شمارهٔ ۱۸۱دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.