پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند

صفت قدّ تو می گفت به آواز بلند

تا نیِ قند به یاقوت لبت لافی زد

دست ایّام جدا می کندش بند ز بند

هیچ شک نیست که آشفته دلان بسیارند

در کمند تو، ولی چون من بیچاره کم اند

باز پیوست دل از سنگ ملامت چو شکست

گرچه خود جام شکسته نپذیرد پیوند

گفته یی مانع دیدار نقاب است تو را

این گناه از طرف توست به رو بیش مبند

آخر از صبر خیالی همه را روشن شد

که شد از مهر جمالت به خیالی خرسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد
  2. شمارهٔ ۱۷۳ - استقبال از حافظدل به رویت هوس صحبت جانی دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۴دل نه جز غصّه محرمی دارد
  4. شمارهٔ ۱۷۵دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد
  5. شمارهٔ ۱۷۶دلم جز با غمت خرّم نباشد
  6. شمارهٔ ۱۷۷دلِ شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد
  7. شمارهٔ ۱۷۸دل جفای خطت از دور قمر می‌داند
  8. شمارهٔ ۱۷۹دلم از زلف تو پا بستهٔ سودا آمد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.