پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد

ز گریه پای به گِل ماند و سر فدای تو کرد

ز گریه دامن دُر داشت چشم من لیکن

به دیده هرچه که بودش همه فدای تو کرد

بیا که خلعت شاهی به قدّ آن رندی ست

که التماس کَرم از درگدای تو کرد

به خوارییی ز دعاگویِ خویش یادی کن

که رفت و تا دم آخر همین دعای تو کرد

چه بود رای تو جان باختن بحمدالله

که هرچه کرد خیالی همه برای تو کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
  2. شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
  3. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
  4. شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد
  5. شمارهٔ ۱۶۴خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد
  6. شمارهٔ ۱۶۵خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد
  7. شمارهٔ ۱۶۶خیز که پیر مغان میکده را درگشاد
  8. شمارهٔ ۱۶۷در ازل مهر تو با جان رقم غم می‌زد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.