پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظ

چو زلف بی قرارش قصد جان کرد

قرار دل رهین هندوان کرد

بشد نقد دلم صرف و ندیدم

ز سودای تو سودی جز زیان کرد

گر اشکم هرزه رو شد بد مگویش

که هرکس را خدا نوعی روان کرد

سبک بگشا به روی غم درِ دل

که بر مهمان نشاید رو گران کرد

لبت را دید گویا چشمهٔ خضر

که در عین خجالت رو نهان کرد

چه کرد آتش به نی خود روشن است این

عفاالله با خیالی غم همان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹چو عطّار صبا در چین زلفت مشک می‌بیزد
  2. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
  3. شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
  4. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
  5. شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد
  6. شمارهٔ ۱۶۴خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد
  7. شمارهٔ ۱۶۵خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد
  8. شمارهٔ ۱۶۶خیز که پیر مغان میکده را درگشاد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.