پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد

سزد که دل برد از خلق و جان نگاه ندارد

کمال حسن و جمال تو را دلیل همین بس

که در لطافت رویت کس اشتباه ندارد

به آفتاب جمالت که هست بر همه روشن

که آنچه روی تو دارد به حسن ماه ندارد

سرشک گفت به مردم حدیث راز دلم را

وگرنه دیدهٔ تردامنم گناه ندارد

ز ضعف کار خیالی رسیده است به جایی

که سوخت ز آتش عشق و مجال آه ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
  2. شمارهٔ ۱۵۹چو عطّار صبا در چین زلفت مشک می‌بیزد
  3. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
  4. شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
  5. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
  6. شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد
  7. شمارهٔ ۱۶۴خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد
  8. شمارهٔ ۱۶۵خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.