پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

چشمت که به جز فتنه‌گری کار ندارد

شوخی ست که در شیوهٔ خود یار ندارد

ایمن ز دل آزاریِ چشمِ تو عزیز است

کآن شوخ بد آموخته را خوار ندارد

از دولت هجران تو حاصل دل ریشم

جز صبرِ کم و محنت بسیار ندارد

حاشا که چو منصور بسرّ تو برد پی

هر بی سروپایی که سرِ دار ندارد

گویم که سگ کوی تو را نام خیالی ست

زین نام سگ کوی تو گر عار ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظچو زلف بی قرارش قصد جان کرد
  2. شمارهٔ ۱۵۸چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۹چو عطّار صبا در چین زلفت مشک می‌بیزد
  4. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
  5. شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
  6. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
  7. شمارهٔ ۱۶۳خطت را تا به خون ریزی نشان شد
  8. شمارهٔ ۱۶۴خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.