پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

تو را به جز سخن اندر دهن نمی‌گنجد

سخن همین شد و دیگر سخن نمی‌گنجد

کمال شوق دهان تو غنچه را در دل

به غایتی‌ست که در خویشتن نمی‌گنجد

نمی‌کنم گله ز آن لب به کام و ناکامی

چرا که این سخنم در دهن نمی‌گنجد

به اهل میکده زاهد دم از عقیده مزن

که در مسالک ما مکر و فن نمی‌گنجد

خیالیا کمِ خود گیر تا نظر یابی

که در طریق ادب ما و من نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵چشمت که به جز فتنه‌گری کار ندارد
  2. شمارهٔ ۱۵۶چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
  3. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظچو زلف بی قرارش قصد جان کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۸چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
  5. شمارهٔ ۱۵۹چو عطّار صبا در چین زلفت مشک می‌بیزد
  6. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
  7. شمارهٔ ۱۶۱چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
  8. شمارهٔ ۱۶۲خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.