پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد

سرو از هوای قامت تو سر به باد داد

دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولی

پایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد

با گل نداد حسن رخت نقشبند صنع

پیرایه یی ست حسن که با هر که داد داد

اسباب نامرادیِ جاوید بود و غم

عشق تو تحفه یی که بدین نامراد داد

با اهل درد عشق تو تقسیم شوق کرد

چیزی زِ یادِ تو به خیالی زیاد داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد
  2. شمارهٔ ۱۵۲ترک چشمت بی‌سپاه حُسن خنجر می‌زند
  3. شمارهٔ ۱۵۳تو را به جز سخن اندر دهن نمی‌گنجد
  4. شمارهٔ ۱۵۴چشمت آزار ما چه می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۱۵۵چشمت که به جز فتنه‌گری کار ندارد
  6. شمارهٔ ۱۵۶چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
  7. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظچو زلف بی قرارش قصد جان کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۸چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.