پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد

دل کجا گم شد اگر ابروی شوخت خم نزد

ما نه تنها در محبّت سنگسار محنتیم

هیچ کس را از محبّان یار سنگی کم نزد

تا همه عالم به زیر خاتم حسنت نشد

عشق مُهر مِهر بر نام دلِ آدم نزد

کی تواند دست در فتراک درویشی زدن

هرکه پشت پایِ رد بر ملکت عالم نزد

شام هجر از اشک خون راز خیالی سر به سر

روی روز افتاد امّا صبح دید و دم نزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳تو را به جز سخن اندر دهن نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۱۵۴چشمت آزار ما چه می‌خواهد
  3. شمارهٔ ۱۵۵چشمت که به جز فتنه‌گری کار ندارد
  4. شمارهٔ ۱۵۶چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
  5. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظچو زلف بی قرارش قصد جان کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۸چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۹چو عطّار صبا در چین زلفت مشک می‌بیزد
  8. شمارهٔ ۱۶۰چون نه شادیّ و نه محنت به کسی می‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.