پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد

بر خون دلم غمزهٔ تو چشم سیه کرد

این دل که کمین داشت بدآن چشم تو عمری

خم زد به فن ابروی تو تا چشم نگه کرد

مسکین دلم ار خطّ تو را مشگ ختا گفت

دیوانه وشی بود خطا گفت و تبه کرد

این نکته نشد روشنم از ماه که آخر

چندین که به رخسار تو زد لاف چه مه کرد

از راه وفایت به جفا روی نتابم

زاین مرتبه چون عشق توام روی به ره کرد

زآن گونه تو را قصد خیالی ست که گویی

اظهار هواداریِ تو کرد گنه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
  2. شمارهٔ ۱۵۰تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
  3. شمارهٔ ۱۵۱تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد
  4. شمارهٔ ۱۵۲ترک چشمت بی‌سپاه حُسن خنجر می‌زند
  5. شمارهٔ ۱۵۳تو را به جز سخن اندر دهن نمی‌گنجد
  6. شمارهٔ ۱۵۴چشمت آزار ما چه می‌خواهد
  7. شمارهٔ ۱۵۵چشمت که به جز فتنه‌گری کار ندارد
  8. شمارهٔ ۱۵۶چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.