پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آرد

سرمه را دیده کجا پیش نظر می‌آرد

باد صدبار سر زلف تو را جانب رخ

می‌برد تا که شبی را به سحر می‌آرد

هر معمّا که به صد خون جگر گفت دلم

اشک می‌آید و چون آب به در می‌آرد

پا منه بر سرِ آن رهگذر ای دل گستاخ

سروِ ما را چو از این راه گذر می‌آرد

هر شبی اشک خیالی ز ره دریا بار

پیش کش نزد خیال تو گهر می‌آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۵تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد
  3. شمارهٔ ۱۴۶تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد
  4. شمارهٔ ۱۴۷تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۸تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
  6. شمارهٔ ۱۴۹تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
  7. شمارهٔ ۱۵۰تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
  8. شمارهٔ ۱۵۱تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.