پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند

صفت نافهٔ چین فکر خطا می‌داند

با من آن غمزهٔ پُرفتنه چه‌ها کرد و هنوز

در فن خویش چه گویم که چه‌ها می‌داند

زلف مشکینِ تو با آن که پریشان‌حال است

مو به مو حال پریشانی ما می‌داند

حالیا سوختهٔ آتش هجریم و هنوز

چه شود عاقبت کار خدا می‌داند

بازم از غصه درون خون شد و زین بیرون نیست

که نمی‌داند از آن لعل تو یا می‌داند

بادپیمای خیالی به هوای قد توست

تو گر آگه نیی ای سرو صبا می‌داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آرد
  2. شمارهٔ ۱۴۳تا ز عشق اهل نظر آیینه‌ای برساختند
  3. شمارهٔ ۱۴۴تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۵تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۶تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد
  6. شمارهٔ ۱۴۷تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
  7. شمارهٔ ۱۴۸تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
  8. شمارهٔ ۱۴۹تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.