پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می‌کند

از غایت دیوانگی گه‌گه سخن گم می‌کند

گر در حقیقت بنگری دانی که عین مردمی‌ست

آنچه ز شوی و جفا چشمت به مردم می‌کند

گل نیز همچون جام می در رقص می‌آید به سر

بلبل چو در بزم چمن با خود ترنّم می‌کند

گر ز آنکه گل ناموخته‌ست آیین بی‌رحمی ز تو

بر گریهٔ ابر از چه رو هردم تبسّم می‌کند

از فکر شام زلف تو روز خیالی تیره شد

وقت است اگر بر حال او چشمت ترحّم می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱تا راهروان در حرم دل نرسیدند
  2. شمارهٔ ۱۴۲تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آرد
  3. شمارهٔ ۱۴۳تا ز عشق اهل نظر آیینه‌ای برساختند
  4. شمارهٔ ۱۴۴تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۵تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد
  6. شمارهٔ ۱۴۶تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد
  7. شمارهٔ ۱۴۷تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
  8. شمارهٔ ۱۴۸تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.