پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود

ای اجل تیغی بزن تا کار من آسان شود

شربت وصلی کرم فرما که این رنجور را

بیم آن شد کز فراقت حال دیگر سان شود

ای که طوفان را ندیدی باش تا روز فراق

از سحاب دیده سیل اشک ما باران شود

گوی با گوی دل از چوگان زلف او خبر

تا چو من او نیز روزی چند سرگردان شود

تا کی از اهل نظر نقش دهان تنگ تو

دل برد پیدا و از پیش نظر پنهان شود

ای خیالی سر بنه بر خاک راهش پیش از آن

کاین سر سودازده با خاک ره یکسان شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد
  2. شمارهٔ ۱۳۶تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
  3. شمارهٔ ۱۳۷تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
  4. شمارهٔ ۱۳۸تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
  5. شمارهٔ ۱۳۹تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۴۰تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند
  7. شمارهٔ ۱۴۱تا راهروان در حرم دل نرسیدند
  8. شمارهٔ ۱۴۲تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.