پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

تا به کی چشم تو جز غارت دین‌ها نکند

گویَش از جانب ما تا دگر این‌ها نکند

سر شوریده به پایت نرسد تا فلکش

بر سرِ راه تو یکسان به زمین‌ها نکند

چشمت از شیشهٔ دل‌ها شکند باکی نیست

که تواند که چنان مست چنین‌ها نکند

رو به صرّاف خرد خاتم یاقوت نمای

تا به جز مِهرِ تو را مُهر نگین‌ها نکند

تکیه بر منبر و محراب کند زاهد شهر

مستِ جام کرمت تکیه بر این‌ها نکند

گوشه‌ای گیرد از ایّام خیالی اگرش

چشم شوخ تو به هر گوشه کمین‌ها نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند
  2. شمارهٔ ۱۳۵تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد
  3. شمارهٔ ۱۳۶تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
  4. شمارهٔ ۱۳۷تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
  5. شمارهٔ ۱۳۸تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
  6. شمارهٔ ۱۳۹تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۴۰تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند
  8. شمارهٔ ۱۴۱تا راهروان در حرم دل نرسیدند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.