پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد

نقد جان بر کف نهاد و بر سر بازار شد

ما ز دام خویشتن بینی به کلّی رسته ایم

وای بر مرغی که صید حلقهٔ پندار شد

از گلستان جمالت اهل معنی را چه سود

چون گلی نآمد به دست و پای دل پرخار شد

نرگس خون ریز یار از بس که بی پرهیز بود

ترک خونخواری نکرد و عاقبت بیمار شد

آفتابیّ و خیالی را ز مهرت ذرّه‌ای

کم نمی‌گردد اگرچه دردسر بسیار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
  2. شمارهٔ ۱۳۴تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند
  3. شمارهٔ ۱۳۵تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد
  4. شمارهٔ ۱۳۶تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
  5. شمارهٔ ۱۳۷تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
  6. شمارهٔ ۱۳۸تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
  7. شمارهٔ ۱۳۹تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۴۰تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.