پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد

چون لبت را دید کوثر از خجالت آب شد

نرگس مردم فریبت هیچ می دانی که چیست

فتنه یی کآخر ز جام ناز مستت خواب شد

بود مقصود دلم نقش دهان تنگ تو

آن هم از بی طالعیِّ بختِ من نایاب شد

گوشهٔ ابرو نمودی باز از سودای تو

می فروشان را هوای گوشهٔ محراب شد

دیده بر رویم ز سیل خون دری بگشاد و گفت

ای خیالی تنگ‌دل منشین که فتح باب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲تا به کی چشم تو جز غارت دین‌ها نکند
  2. شمارهٔ ۱۳۳تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
  3. شمارهٔ ۱۳۴تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند
  4. شمارهٔ ۱۳۵تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد
  5. شمارهٔ ۱۳۶تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
  6. شمارهٔ ۱۳۷تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
  7. شمارهٔ ۱۳۸تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
  8. شمارهٔ ۱۳۹تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.