پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد

از نامهٔ محبّان نام گنه برآمد

گو طرّهٔ را مبُر سر اکنون که رخ نمودی

فکر از درازی شب نبوَد چو مه برآمد

زلف سیاهکارت بی جرم تا که را سوخت

کز خان و مانش آخر دود سیه برآمد

سر بر ره تو دارد پیوسته درّ اشکم

ای دولت یتیمی کاو سر به ره برآمد

هر ناوکی که چشمت زد بر دل خیالی

کاری فتاد یعنی بر کارگه برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند
  2. شمارهٔ ۱۳۰تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد
  3. شمارهٔ ۱۳۱تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد
  4. شمارهٔ ۱۳۲تا به کی چشم تو جز غارت دین‌ها نکند
  5. شمارهٔ ۱۳۳تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
  6. شمارهٔ ۱۳۴تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند
  7. شمارهٔ ۱۳۵تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد
  8. شمارهٔ ۱۳۶تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.