پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود

سرنوشتی از ازل این بود تا حاصل شود

هرگز این درد نهانی را دوا پیدا نشد

بعد عمری گر شود آن هم به درد دل شود

می زنم از گریه بر خاک رهت آبی و باز

ز آن همی ترسم که پای مرکبت در گِل شود

تا به کی سرو سهی دعویّ آزادی کند

تو یکی بخرام تا دعویّ او باطل شود

چون خیالی را سر عقل خیال اندیش نیست

ساقیا جامی بده ز آن می که لایعقل شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۵تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
  3. شمارهٔ ۱۲۶تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد
  4. شمارهٔ ۱۲۷تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد
  5. شمارهٔ ۱۲۸تاب رویت به فروغ مه تابان ماند
  6. شمارهٔ ۱۲۹تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند
  7. شمارهٔ ۱۳۰تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد
  8. شمارهٔ ۱۳۱تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.