پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد

زلف برهم زدی و وقت پریشانی شد

قدمی نه سوی کنج دلم از گنج مراد

که ز دوریّ تو نزدیک به ویرانی شد

تا به پیش لب جان پرور تو چشمهٔ خضر

چه خطا گفت که منسوب به حیوانی شد

ای دل از وسوسهٔ نفس حذر کن که مرا

به جمالش هوس صحبت روحانی شد

چند بر خاک نهی پیش بتان پیشانی

عذر پیش آر که هنگام پشیمانی شد

ای خیالی چو لبش بوسه به جانی بفروخت

غم افلاس مخور بیش که ارزانی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد
  2. شمارهٔ ۱۲۲با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود
  3. شمارهٔ ۱۲۳به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زد
  4. شمارهٔ ۱۲۴به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
  5. شمارهٔ ۱۲۵تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
  6. شمارهٔ ۱۲۶تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد
  7. شمارهٔ ۱۲۷تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد
  8. شمارهٔ ۱۲۸تاب رویت به فروغ مه تابان ماند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.