پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد

چشم بگشادی و مفتاح جفا خواهد شد

هیچ کس نیست کز آن طرّه گشاید شکنی

این گشاد از قدم باد صبا خواهد شد

حالیا شیفته حالیم به سودای خطت

بعد از این حال که داند که چه ها خواهد شد

آب چشمی که محبّان همه این خاک شدند

ز آن که تا چشم زنی نوبت ما خواهد شد

دوش می گفت خیالی که کجا شد دل من

دهنت گفت همین جاست کجا خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰باز ره‌بینان نشان از قرب منزل می‌دهند
  2. شمارهٔ ۱۲۱باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد
  3. شمارهٔ ۱۲۲با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود
  4. شمارهٔ ۱۲۳به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زد
  5. شمارهٔ ۱۲۴به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
  6. شمارهٔ ۱۲۵تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
  7. شمارهٔ ۱۲۶تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد
  8. شمارهٔ ۱۲۷تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.