پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

باز این دل خود کام به فرمان کسی شد

شهباز جهانگرد اسیر قفسی شد

از سر هوس روی نکو کم شده بودم

ناگاه رخت دیدم و باز هوسی شد

با ناله خوشم چون نی از این وجه که باری

دیر است منِ سوخته را هم نفسی شد

آرامگه خال سیه شد لب لعلت

آری شکری بود به کام مگسی شد

گویند کز این پیش سگی بود خیالی

سگ بود ولی در قدم یار کسی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
  2. شمارهٔ ۱۲۰باز ره‌بینان نشان از قرب منزل می‌دهند
  3. شمارهٔ ۱۲۱باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد
  4. شمارهٔ ۱۲۲با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود
  5. شمارهٔ ۱۲۳به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زد
  6. شمارهٔ ۱۲۴به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
  7. شمارهٔ ۱۲۵تابِ خطت قرار ز بخت سیاه برد
  8. شمارهٔ ۱۲۶تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.