پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود

بی دلان را در حریم کعبهٔ جان ره نمود

تا مقرّر شد که داغ عشق و سوز هجر چیست

در میان چنگ و نی بسیار شد گفت و شنود

بود داغ عشق بر جان و نبود از جان اثر

در ازل این بود ما را حاصل از بود و نبود

گر مرادت دولت باقی ست فانی شو ز خویش

کاین حکایت بی عدم بودن نمی گیرد وجود

قبلهٔ رخسار تو چون پرده از رو بر گرفت

دید ابروی تو را محراب و آمد در سجود

زلف تو سر حلقهٔ بازار سودا شد ولی

جز زیان مسکین خیالی را از این سودا چه سود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ - استقبال از شمس مغربیباز از قدم گل چمن پیر جوان شد
  2. شمارهٔ ۱۱۷باز این دل خود کام به فرمان کسی شد
  3. شمارهٔ ۱۱۸باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد
  4. شمارهٔ ۱۱۹باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
  5. شمارهٔ ۱۲۰باز ره‌بینان نشان از قرب منزل می‌دهند
  6. شمارهٔ ۱۲۱باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد
  7. شمارهٔ ۱۲۲با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود
  8. شمارهٔ ۱۲۳به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.