پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

با آفتاب رویت چون مه نمی برآید

زهره چه زهره دارد تا در برابر آید

از خاک رهگذارت دزدیده سرمه نوری

وز عین بی حیایی در دیده می درآید

آمد هزار ناوک ز آن غمزه بر دل من

پیوسته چشم بر ره دارم که دیگر آید

از دست آب دیده آهی همی برآریم

خود غیر از این چه کاری از دست ما برآید

گردن بنه خیالی حکمی که راند تیغش

تا زود هرچه باشد آن نیز برسرآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود
  2. شمارهٔ ۱۱۵باد اگر یاد سرو ما نکند
  3. شمارهٔ ۱۱۶ - استقبال از شمس مغربیباز از قدم گل چمن پیر جوان شد
  4. شمارهٔ ۱۱۷باز این دل خود کام به فرمان کسی شد
  5. شمارهٔ ۱۱۸باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد
  6. شمارهٔ ۱۱۹باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
  7. شمارهٔ ۱۲۰باز ره‌بینان نشان از قرب منزل می‌دهند
  8. شمارهٔ ۱۲۱باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.